اگر پوشش را یک عمل اجتماعی و معنادار فرض کنیم، نه صرفا شیوه ای برای محافظت از بدن، باید آن را در قالب های تحلیلی معطوف به معنای اجتماعی، تفسیر نماییم. نگاه به پوشش به مثابه یک امر نمادین و تلاش برای درک نمادها و کشف معانی به ما کمک می کند تا زاویه جدیدی از این مساله پرحاشیه دریابیم. توجه به «قواعد» در اعمال اجتماعی و نیز ویژگی قراردادی نمادها در نشانه شناسی، می تواند هم تغییرات تاریخی پوشش را تا حدی تفسیر کند و هم تفاوت نگاه به پوشش و لباس را در گروه های مختلف و خرده فرهنگ های گوناگون جامعه نشان دهد. توجه به «قاعده مند» بودن پوشش و ویژگی نمادین و قراردادی پوشش، اگر در تحلیل های سیاست گذاران فرهنگی قرار گیرد، می تواند به هدف گیری صحیح سیاست گذاری فرهنگی کمک کند.